تبليغاتX
موضوعات مختلف 16145

موضوعات مختلف

ارسال برای دیگران

مثال آفتابی توچه محنت ها کشید این دل ز سوز عشق پنهانی
برون آ در شب تارم تو ای خورشید نورانی
مثال آفتابی تو، نمی دانم چو دریایی
دچار مهر تابانم غریق بحر حیرانی
ز پشت ابر بیرون آ، تو ای خورشید و ماه من
به پشت ابر می دانم همیشه تو نمی مانی
ز تکرار مه و خورشید، غزل هم نور می گیرد
که تو تکرار خورشیدی در این شبهای ظلمانی
تمام روزها را من به اشک دل زنم پیوند
به امیدی که بازآیی ز در با رسم مهمانی
پریشان حال می سوزم، چو شمعی در فراق تو
به صد گنج جهان ندهم، من این حال پریشانی
اسیر کوه و دشت غم، گرفتار بیابانم
ز شیدایی شدم آخر، چو مجنون بیابانی
ندارم مایه ای دیگر به غیر از عشق تو ای گل
تو شرح عشق جانسوزم ز چهرم خوب می خوانی
اگر یک گوشۀ چشمی، برین افتاده بنمایی
گدای کوی تو آری، رسد اوج سلیمانی
تمام روزگار اینک اسیر فتنۀ شام است
بیا آرامش دلها، تو ای موعود قرآنی
کویر تشنه را ماند، دل عشاق شیدایی
مگر از فیض چشمانت، بر این دلها تو بارانی
امید وصل تو جانا، چنین غم پرورم کرده است
غم شیرین عشقت را، نخواهم هیچ پایانی
بر آن بودم که عشقت را چو گنجینه نهان دارم
به سیلاب غمت گردید؛ عیان این عشق پنهانی
رضا بر نقد جانم شو در این سودای مستانه
نبود و بود من جانا، فدای تو که جانانی

رضا قاسم زاده

|لينك ثابت| نوشته شده توسط nasim در 26/9/1387 و ساعت 01:18از موضوع :آل ياسين + نظر(0)